تبليغاتX

خوب و بد
***جوانفکر سخنان دکتر الهام را با حذف عامدانه فراز های مربوط به مخالفتش با جریان انحراف چاپ کرد.***دکتر الهام : در بعضی جاها سکوت در مقام دفاع از حق ، تبدیل به هماهنگی و همراهی با جریان مقابل می شود ***حجت الاسلام پناهیان خطاب به هاشمی رفسنجانی:برخی هنوز این منطق امام را نفهمیده‌اند که آمریکا قدرتی نیست!! *** مادر شهید مصطفی احمدی‌روشن : از شما می‌خواهم هیچ‌وقت آقا را تنها نگذارید و همیشه پیرو خط رهبر باشید ***محسنی اژه ای :حکم دختر هاشمی رفسنجانی قطعی است/نمی‌توانم زمان دقیق اجرای حکم را تعیین کنم ***امام جمعه تهران : کسانی که فکر می کنند باید با رأس استکبار مذاکره کنیم، ساده‌لوح یا مرعوب هستند***. ***شریعتمداری : هاشمي چرا فقط از نامه‌اش به امام خبر داده و صادقانه پاسخ امام را مطرح نكرده است ***شریعتمداری :تعجب آور است كه آقای هاشمی هنوز نمي دانند «نيمه نويسي» بي اعتبارترين نوع تاريخ نگاري و خاطره نويسي است و نشانه نگراني نويسنده و مؤلف از بيان برخي واقعيت هاست!*** رابرگیتش: مشكل بزرگ ما با ايران آن است كه ایران احتياجي به ماندارد تا امتيازي از ما بخواهد و مطمئن باشیدكسي كه امتيازي از شما نخواهد، امتيازي هم به شما نخواهد داد*** پاسخ هاشمی به شریعتمداری : اگر حرف هایم در مورد رابطه با آمریکا ایراد داشت امام پاسخ می داد***  

منوي اصلي

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
عناوين مطالب وبلاگ
تعداد بازديدها:

در باره من

رحیم چوخاچی زاده مقدم هستم زاده اردبیل در سنه 1336 دارای مدرک فوق دیپلم مکانیک در قبل از انقلاب و لیسانس علوم سیاسی در بعد ازپیروزی انقلاب . درسا ل های ابتدایی پیروزی انقلاب ( سال 59) نوکری نسل سوم را داشتم د رآموزش و پرورش و سپس ( ازسال 62 ) وارد عرصه خبر شدم (صداو سیما) و اکنون خبرنگار روزنامه ای هستم که ماهیتا و هویتا به آن عشق می ورزم با تمام سختی هایش ( کیهان ) . خاطرات بسیار تلخ و شیرینی از تمامی دوران های زندگیم دارم که بزودی و درحد توان قلمی خواهم کرد.
نوشتن را بسیار دوست می دارم ، اما نه روی کاغذ ، بلکه در ذهنم ، به همین خاطر همیشه مقاله نوشتن برایم سخت می نماید ! پس تحمل ام کنید…

 

دل نوشته ها

"کریم"

درویشی تهیدست از كنار باغ كریم خان زند عبور می‌كرد.چشمش به شاه افتاد با دست اشاره‌ای به او کرد.كریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ اوردند.كریم خان گفت: این اشاره‌های تو برای چه بود؟درویش گفت: نام من كریم است و نام تو هم كریم و خدا هم كریم. آن كریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟كریم خان در حال كشیدن قلیان بود؛ گفت چه می‌خواهی؟درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است.چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان كسی نبود جز كسی كه می‌خواست نزد كریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد. پس جیب درویش پر از سكه كرد و قلیان نزد كریم خان برد...روزگاری سپری شد. درویش جهت تشكر نزد خان رفت.ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به كریم خان زند كرد و گفت: نه من كریمم نه تو. كریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول كرد و قلیان تو هم سر جایش هست


مطالب اخير

  • تظلم‎خواهی حضرت زهرا(سلام الله علیه) در قیامت
  • آیت الله جنتی در یک نگاه
  • رونمایی از جریان جدید " نفاق " پنج روز قبل از انتخابات
  • مامان! آقا رو زمینه ! آقا رو زمینه !
  • مدیر مسئول روزنامه اطلاعات از نگاهی دیگر !
  • از دزدی اخبار تا انکار جریان انحرافی
  • آقای احمدی نژاد فردا دیر است !
  • آقای دکتر٬کجا ؟! ما با شما كارداريم ...
  • شیعیان بحرین را دریابید
  • چرا مردم مرگ هاشمی را مطالبه کردند!

  • آرشيو مطالب

    < فروردین 1391
    < اسفند 1390
    < بهمن 1390
    < آذر 1390
    < شهریور 1390
    < اردیبهشت 1390
    < اسفند 1389
    < بهمن 1389
    < دی 1389
    < اسفند 1388
    < مرداد 1388
    < تیر 1388
    < خرداد 1388
    < فروردین 1387
    < اسفند 1386
    < بهمن 1386
    < تیر 1386
    < خرداد 1386

    پيوندهـــــــــا

    < رجا
    < مشرق
    < فارس
    < ایسنا
    < ایرنا
    < اب و اتش(دژاکام)
    < خبرنگار مسلمان (حامد)
    < اتاق شیشه ای یک خبرنگار (رنجبران )
    < کافه اندیشه (یامین پور)
    < لبیک (دکتر جعفری)
    < نسل خمینی
    < صهیونیسم و جهان اسلام
    < قاب شیشه ای خبرنکار مسلمان(حامد)
    < دایی حامد
    < اسرار (محمد علي چوخاچي زاده مقدم)
    < رجعت خورشيد (آقاي کيميايي)
    <

    امکانات


    اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد ! تماس با مدير سايت ! اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها ! لينک RSS



     


    طراح قالب

    اميرحسين مهدي پور


    Powered By
    BLOGFA.COM

     

                                  

                  چرا متهمین اصلی آزادند؟!

     

     

                      

    پرده اول - سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه 26/4/88 بار ديگر ثابت كرد كه كانون فتنه در كدام آشيانه لانه كرده و اغتشاشگران در طول ماه گذشته از كدام  خانه عنكبودي تار  نااميدي و ياس را  برسرنوشت  ملت  حقجوي  كشورمان مي طنيدند و يا در اين چهارسال و اندي چه كسي و كساني مسئوليت رهبري  و مديريت به زانو در آوردن دولت نهم و هدايت مافياهاي فرهنگي و اقتصادي و سياسي را چه در داخل و چه در خارج  برعهده داشتند.نماز جمعه هفته گذشته به امامت آقاي هاشمي رفسنجاني نكته مهم ديگري را هم به اثبات رساند و آن حقانيت اين سخن احمدي نژاد كه در مناظره با ميرحسين موسوي گفت :‌" آقاي موسوي ! در اين جريان اين شما نيستيد كه در برابر من قرار گرفتيدبلكه  اين آقاي هاشمي است كه پشت همه اين جريان ها قرار دارد و شما از ايشان فقط تبعيت مي كنيد ". به تعبير ديگر به جرات مي توان ادعا كرد كه سخنان هاشمي رفسنجاني در اين دو خطبه نكات بسيار مهمي از شخصيت و هويت واقعي وي را كه تاكنون حداقل از دوران پس از ارتحال حضرت امام در پوششي از كلي گويي ها و در عين حال در هاله اي از ابهام و ايهام ! پنهان بود به نمایش گذاشت و اتفاقا به همين دلیل  هاشمي واقعي هميشه در سايه قرار داشت و هاشمي كه ما به چشم مي ديديم هاشمي ديگري بود با دلي به ظاهر سراسر عشق به ولايت و همراه و همدل با رهبر ! تا بدان اندازه كه مي گفت :"رهبر انقلاب قلب من است و من در هر شرايطي تابع ايشان هستم  " !.

    شاهد اين ادعا را بايد در سخنان از سر سوز رهبرمعظم انقلاب در اولين نماز جمعه بعد از انتخابات باشكوه 40 ميليوني مردم قدرشناس كه زياده خواهان تحمل شادي از سر دل آن ها را برنتابيده و  كامشان را به تلخي كشاندند جست و جو کرد .رهبر معظم انقلاب ، براي اولين بار پس از 20 سال سنگ صبوری و  تحمل نابرادري ها و خون  دل خوردن از اعمال و كردار ايشان  و اعوان و انصارش بالاخره سفره دل را با مردم گشود و پرده از رازي برداشت  كه در اين مدت تحت فشارهاي او و ديگر اراذل و اوباش سياسي و غيرسياسي بردلشان سنگيني مي كرد . هاشمي رفسنجاني در اين دو خطبه ، هم در خطبه اول كه مردمي بودن مقام عظماي ولايت را زير سوال ناجوانمردانه ترين تعبيرها برد و هم در خطبه دوم که با قراردادن بي چون و چراي خود در جبهه اي كه همه شبكه هاي مخالف نظام براي انتقام گيري از انقلابي كه استكبار جهاني به تمام معني و با تمام يال كوپالش در برابر رهبري داهيانه امام الشهدا خميني كبير و سپس به سكانداري و كشتيباني  شجاعانه و مدبرانه حضرت آيت الله خامنه اي به شدت زمين گيرشده بود بر پشت خاكريز ي سنگر گرفت كه لودرهاي آن را از سال ها پيش بيگانگان تدارك و به حرکت درآورده  بودند  و اينگونه شد كه او در اين خطبه از نماز جمعه در كمال وقاحت  در براير رهبرفرزانه انقلاب ايستاد! .  استكبار جهاني مدت ها بود كه با نظاره گري  پيشرفت هاي غير قابل تحمل كشورمان در عرصه ها ي مختلف علمي  وايستادگي شجاعانه و مثال زدني همراه با عزت رئيس جمهور محبوب در برابر حقوق هسته اي كشورمان همچون مار زخمي به خود مي پيچيد و طبيعي بود كه براي مهار اين موتور محركه كه به قول مشهور دكتر احمدي نژاد خيلي وقت است  ترمز و دند ه عقب آن را از جا كنده و بدور انداخته ايم ، از روي تزلزل تمام به هرمكر و حيله اي و به هر توطئه و جنايتي دست بزند تا به خيال خام خود وقفه اي هرچند كوتاه درحركت پرشتاب كشورمان در جهت پيشرفت و بالندگي ايجاد كند! خب طبيعي بود كه آخرين راه  و سياست استكبار راه اندازي يك انقلاب مخملي باشد ، انقلابي  بدون خرج و هزينه بالا و بدون دردسر البته و صد البته با  ابزار شر قرار دادن افرادي مانند امثال ايشان و استفاده از ظرفيت ها ي فراوان افراد ساده لوحي ازقبيل "كروبي" و مهره درآب نمك خوابيده اي مانند "موسوي"!.

    مگر نه اين است كه اماممان در روزهاي آخر عمر پربركتشان دست نوشته اي به رسم وصيت برايمان برجاي گذاشتند تا چراغ آينده مان باشد براي پيش بردن  انقلاب اسلامي که ثمره خون هزاران شهيد بي ادعا و ايثارگران و جانبازان بی مدعا ، تا آنجا كه به قول پیر جماران رابطه گرگ و ميشي نباشد ميان ما و استكبار و ظلم و ستمي نباشد براي ملت مظلوم فلسطين و نه رنجي براي تمام ملت هاي بي دفاع و ستمديده از جور ستمگران شكمباره دولت هاي طاغي؟! (دقيقا از نوع همان دستنوشته اي كه آن سه ملعون ! در صدر اسلام پيامبرمكرم را از نوشتن آن محروم كردند) پس شما را چه شده كه دگرانديشان ضد دين ، ضد انقلابيون خارج نشين و ليبرال هاي كثيف تر   ازمنافقين را به عنوان ياوران خود براي به كرسي نشاندن ادعاي باطل و برخلاف همان قانوني كه مسئولان نظام را در بند اول پيشنهادات خود( بخوانيد شرط و تهديد !) به رعایت و التزام به آن فراخوانده ايد ، اختيار كرده ايد!!

    مگر اماممان در باره اين قوم مذبذب نفرموند : " ...صريحا اعلام مي كنم تا من هستم نخواهم گذاشت حكومت به دست ليبرال ها بيفتد ، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقين اسلام اين مردم بي پناه را از بين ببرند ...." (صحيفه امام ج 2ص286)

     

                                      

    پرده دوم - بله - خطبه هاي سراسر ساختارشكنانه اين هفته آقاي هاشمي رفسنجاني نكات بسيار زياد و مهمي را در بر داشت كه براحتي مي توان نيمه پنهان وي را در بند بند آن  مشاهده كرد ، هويت پنهاني كه در طول اين چند دهه براي بسياري از مردم در پرده ابهام  بود كه لازم است در وقت مناسب مورد بررسي و واكاوي عالمانه قرارگيرد تا معلوم شود  كه هاشمي كه امروز با آن رو به رو هستيم چقدر با هاشمي دوره حيات حضرت امام (ره) تفاوت دارد ، همانطور كه همين مسئله درباره ميرحسين موسوي نيز صادق است. 

    جناب هاشمي رفسنجاني در آغاز سخنان خود درباره انتخابات 5 پيشنهاد (بخوانيد ۵ شرط و تهديد!) براي رفع فتنه و به قول خودشان بحراني ! عنوان كرد و در اولين پيشنهاد با اشاره به  واژه مقدس "قانون " و ضرورت  قانونگرايي در كشور  تاكيد كرد:  "همه بايد در چارچوب قانون حركت كنيم كه اگر از قانون تجاوز كنيم ديگر هيچ مرزي نداريم . بايد با قانون مسائلمان را حل كنيم و اگر كساني با بعضي ، از قوانين دل خوشي ندارند بايد سعي كنند اين قوانين اصلاح شود ، اما چارچوبمان را بايد قانون قراردهيم . " !

    اين بخش از سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني در وهله اول اين اميدواري را به نمازگزاران واقعي كه از سر خير خواهي و عاقبت به خيري براي ايشان و با آرزوي شنيدن عبارت هايي اميدوار كننده براي آينده انقلاب و ادامه مبارزه در كنار رهبري انقلاب از اعماق دل به سخنان ايشان جان سپرده بودند تا حداقل يك كلمه فقط يك كلمه در تقبيح كساني كه قانون را بازيچه اي براي رسيدن به مطامع شخصي خود مي دانند و يا حتی یک کلمه در محكوميت اقدامات آشوبگرانه اي كه هوادارنمايان ميرحسين موسوی و مهدی كروبي رقيبان و مخالفين سرسخت رئيس جمهور منتخب ، از فرداي انتخابات ، تحت تاثير نامه ساختارشكنانه و توهين آميز ايشان به رهبر معظم انقلاب و بيانيه هاي تند و حساسيت برانگيز نامزده ها ي شكست خورده انتخابات دست به جنايت و كشتن بيش ا ز 20 شهروند تهراني بیان کند تا مردم بدانند که چنین لکه ننگی برازننده دامن پاک نظام جمهوری اسلامی که رسالت خود را دعوت دنیا به صلح و مودت در سایه قرآن می داند نیست و چنین تهمت هایی به ساحت قدسی این انقلاب از سوی هرکسی غیر قابل بخشش است . اما هاشمي رفسنجاني نه تنها شعله چنين اميدي را در نماز گزاران واقعي جمعه روشن  نكرد بلكه در كمال ناباوري ضمن حمايت صريح از شبكه هاي برانداز كه هم اكنون در زندان به سر مي برند ، خواستار آزادي كساني شد كه مديريت كنندگان توطئه اي بودند كه از كانون فتنه یعنی از همان آشیانه اصلی به آن ها ابلاغ و ارسال می شد .

    اگر پيشنهاد اول هاشمي  را كه به ادعاي  خودش برخي از اعضاي مجلس خبرگان و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام هم برآن   نظر مثبت دارند! بپذيريم كه پذيرفتني نيز هست ولي متقابلا ايشان هم بايستي به تبع اين گفته خود ، بپذيرد كه چهار پيشنهاد بعدي شان براساس همين قانون مردود ، فراقانوني  و كاملا غيرمنطقي است ،‌ زيرا كه اصل ۹۹قانون اساسي و به تبع آن براساس صراحت قانون انتخابات  مسئوليت نظارت بر صحت و تاييد سلامت انتخابات   برعهده شوراي محترم نگهبان  است كه هميشه دوران براساس آن عمل مي شده و از اين پس هم براساس آن عمل خواهد شد اما درعين حال براساس همين قانون ساز و كار هاي لازم و بسيار دقيق براي آن  دسته از كساني نيز كه اعتراض و ترديدي نسبت به سلامت انتخابات دارند وجود دارد كه معترضين بدون كوچكترين دغدغه و يا نياز به قشون كشي به خيابان ها و آزار و اذيت مردم مي توانند در زمان اعلام شده و ارائه مستندات خود به شوراي نگهبان  حقوق پايمال شده احتمالي خود را مجدانه پي گير ي كنند ، اما ظاهرا اين بار با توجه به بحراني كه كانون فتنه براساس پيش بيني كه از قبل كرده بود و دود آن هم توسط فقط يك نفر !نه همه یا اکثریت ‌ديده شده بود ! ، نبايستي به روش هميشگي و سنتي خود عمل مي شد ، به طوري كه رهبرمعظم انقلاب به خاطر بحران به وجود آمده توسط  بازندگان انتخابات كه  متاسفانه مطالبات هر چند به ناحقشان  را در جهت اهداف دشمنان در كمين پي گيري مي کردند  و ایشان بیم آن داشتند که به خاطر این موضوع به اصل نظام صدمه وارد شو د ، براي رفع هرگونه  شبهه اي و به قول آقاي هاشمي رفع ترديدها! و براي گرفتن بهانه ازدست رهبري كانون فتنه و دشمنان بيروني با استفاده از جايگاه رهبري  با صدور يك حكم حكومتي 5 روز ديگر به معترضين مهلت داده شد تا مستندات خود را به كميته مستقلي كه به همين خاطر تشكيل شده بود تحويل دهند كه همانطور كه مشاهده شد باز ضمن مخالفت با این فرصت داده شده به را باطل خود ادامه دادند !.

                             

    پرده سوم - آقاي هاشمي ! شما در خطبه دوم نماز جمعه با ارائه پنج آدرس غلط تحت عنوان "پيشنهاد" (بخوانيد ۵ شرط و تهديد!) تلاش بسياري كرديد تا صورت مسئله بخش اصلي اين ماجرا يعني  آدرس عاملان اصلي كانون اصلي اين فتنه را از ذهن مردم دور كنيد و حال آنكه نامه ساختارشكنانه اي كه شما به رهبرمعظم انقلاب نوشتيد و دربخشي از آن با هدف تهديد ولي امر مسلمين يعني پيش بيني راه افتادن آتشي كه از نظرشما از هم اكنون(دو روز پيش از انتخابات) دودش در آسمان پيداست !! هرگز از ذهن مردم دورانديش و آگاه و هميشه درصحنه كشورمان پاك نخواهد شد زيرا با طرح اين موضوع نه تنها چهارپيشنهاد بعدي خود را بلكه صداقتتان  در باره  پيشنهاد اول يعني قانونگرايي را نيز مورد شبهه و ترديد جدي قرار داديد و اكنون كه بيش از يك ماه از آن فجايع مي گذرد در مقام خطيب جمعه ، در تحليل اين ماجرا آنقدر خود را پاك و منزه از خطا معرفي مي كنيد كه انگار نه انگار كه آن نامه ناميمون  را به ولي فقيه زمان كه امام امت تبعيت از ايشان را از اوجب واجبات دين مي دانستند نوشتيد و حالا به خود اجازه ارايه 5  پيشنهاد ( بخوانيد شرط و تهديد!) براي رفع فتنه اي كه خود به پا كرده ايد مي دهيد!!

    دراين خصوص گفتني هايي وجود دارد كه در زير به مواردي از آن اشاره مي شود تا بدانيد كه شما و همفکرانتان قانون و قانونگرايي را تا آنجا ازضروريات و از اصول انقلاب مي دانيد كه منافع شما ،‌ خانواده تان و همفكرانتان را به مخاطره نيندازد : 

    1-   شما در نامه ساختارشکنانه خود به رهبر معظم انقلاب بدون رعایت کوچکترین  آداب نامه نگاری یک مسلمان به مسلمان دیگر كه با "سلام " آغاز و با "والسلام " به پايان می رسد ، به تلافی افشاگری ها ی به هنگام احمدی نژاد در مناظره با موسوي در صدد تهدید ایشان برآمده و دربخشی ازهمین نامه  تصریح كرديد :" ازشما انتظاراست برای حل این مشکل  (برخورد با احمدي نژاد!) و برای رفع فتنه های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است !! (اشاره به جوانان هوادار ميرحسين موسوي كه برخلاف ادعاي ايشان در آرامش كامل در خيابان ها و ميادين شهربه تبليغ نامزد خود مشغول بودند) هرگونه صلاح می دانید ..... مانع شعله ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات وپس از آن شوید. " !!

    2-   همسرتان هم در روز 22خرداد پس از انداختن رای خود درصندوق در گفت و گو با یکی از خبرنگاران که نظر وی را در خصوص نتیجه انتخابات پرسیده بود (پيش از آنكه نتيجه انتخابات مشخص شود ! ) به صراحت مردم را دعوت به حضور در خیابان ها و اعتراض به عدم سلامت انتخا بات و تقلب درآن كرد! .

    3-   فردای روزاعلام نتیجه انتخابات و انتشار پیروزی قاطع احمدی نژاد همان پیش بینی که حضرتعالي در آن  نامه کرده بودید (اغتشاش) و دودش را ! به وضوح در آسمان دیده بوديد تحقق يافت و هواداراني كه تا ديروز يعني تا قبل از گرا دادن شما در نامه ياد شده در ميادين و برخي خيابان ها ي اصلي شهر شانه به شانه هواداران نامزدهاي ديگر حتي دوشادوش هواداران رقيب اصلي شما و همفكرانتان يعني احمدي نژاد در كمال آرامش به توزيع پوسترهاي تبليغاتي و همراه با بحث هاي خياباني(عينا مثل اوايل پيروزي انقلاب) در حاشيه ميادين و يا در كنار درب ورودي دانشگاه ها مشغول بودند اگرچه  هراز گاهي هم به ايجاد اختلال در عبور و مرور مردم و توهين به نامزد هاي رقيب كه غالبا احمدي نژاد را مورد حمله قرار مي دادند منجر مي شد ، اما به حدي اين بحث ها همراه با متانت بود كه هر عابر نسل اولي و دومي را به ياد روزهاي اول انقلاب كه به جاي مشت ،‌اين  ديدگاه ها بودند كه به مصاف هم مي رفتند و در آخركسي برنده واقعي بود كه اولا در آرامش كامل سخن مي گفت و سپس از اطلاعات و اخبار تازه و نو و بكري برخوردار بود نه كسي كه بيشتر از ديگري حريف را كتك بزند!. اما از فرداي روزانتخابات جاي آن افراد آرام و هواداران صادق را عده اي اراذل و اوباشي گرفت كه نيروي انتظامي مدعي است تا مدتي پيش در هنگام اجراي طرح امنيت اجتماعي روانه زندان  شده بودند اما به  خاطر پيچ و خم هاي موجود در قوه قضائيه به راحتي آزاد شده بودند! .

    4-   ميرحسين موسوي غافل از پيامدهاي تصميمات غلطي كه در جهت پيروي از بند بند نامه شما مي گرفت ، بدون كسب مجوز از شوراي تامين امنیت استان تهران و بدون توجه به هشدارهاي دوستانه و حتي مسئولانه برخي افراد خيرخواه ازجمله وزيراطلاعات و رئيس بازرسي كل كشور و بدون پيش بيني هاي لازم براي خنثي كردن توطئه هاي استكبار جهاني كه همواره در كمين انقلاب نشسته و منتظر فرصتي هستند كه كشور را از داخل دچار مناقشه كنند تا به اهداف ديگر خود يعني زمين گير كردن نظام جمهوري اسلامي برسند، هواداران خود را به طور كاملا غيرقانوني ، براي به اصطلاح صيانت از آراي خود به راهپيمايي در خيابان ها ي تهران دعوت كرد بدون آنكه صيانت از جان و مال مردم را هم در نظر گرفته باشد. اگرچه نوع دعوت ، يك راهپيمايي آرام و همراه با سكوت و بدون هيچ شعاري بود اما متن بيانيه آقاي موسوي هم به قدري تند و تهاجمي عليه ساختارهاي قانوني نظام جمهوري اسلامي بود كه هوادارنمايان وي يعني اغتشاشگران كه براساس اسناد متقن از خارج از مرزها دستور مي گرفتند،نه فرمان از آقاي موسوي ! در دقايق آخر اين راهپيمايي وزماني كه هواداران واقعي و صديق ايشان در حال بازگشت به خانه هاي خود بودند وارد عمل شده وفجايعي به بار آوردند كه نتيجه آن حداقل 20 كشته ، ده ها زخمي و ميلياردها تومان خسارات مالي به بيت المال شد که به اين ها بايد خسارت هاي مهمتر ديگري  مثل بازي با حيثيت نظام جمهوري اسلامي درداخل و بويژه خارج از كشور و تلخ كردن كام شيرين مردم به خاطر پيروزي كه با مشاركت 85 درصدي شان  به دست آمده بود را افزود ، اگرچه اين دو خسارت ازجمله خسارت هايي است  كه به آساني  قابل جبران نخواهد بود .

    5-   و اغتشاش آغاز شد و لحظه به لحظه آن را نيروهاي اطلاعاتي رصد كردند هم عقبه های خارجی آن را که "بی بی سی" و "سی ان ان" رابط آن بودند و هم دنباله های داخلی آن ، که دخترانتان فاطمه و فائزه هاشمی با دخترش ، همسرآقای مرعشی با دخترش ، و چند تن دیگرکه در حال مدیریت مستقيم آشوبگران در نزدیکی پایگاه بسیج مقداد در خیابان آزادی توسط بسیجیان بازداشت اما بلافاصله با دخالت مستقيم شما آزاد شدند!.

    6-   همانطور كه مشاهده مي كنيد اولين كساني كه در معرض اتهام قرار دارند شما ،‌خانواده و آقاي ميرحسين موسوي و آقاي كروبي است وبراساس همان قانوني كه شما در اولين پيشنهادتان براي خاتمه فتنه اي كه شماها  آغازگر آن بوديد مسئولان نظام را (که شما هم طبعا یکی از آن ها می باشید ) توصیه موکد به رعایت آن کردید پس بايد حضرتعالی  از زمره اولين كساني باشيد كه براي بازجويي و سوال و پاسخ به مراجع قضايي فراخوانده شويد ، اما دريغ از يك سوال و احضار كه مي توانست به عنوان حداقل ترين كاري باشد كه نشان مي دهد در نظام جمهوري اسلامي به سفارش و تاکید قران ٬ پیامبر و ۱۳ معصوم دیگرش در طول تاریخ اسلام برای ابتیاع آن خون ها دادند و رنج ها تحمل کردند تا همه آحاد بشر از هررنگ و پوستی و نژادی  در برابر قانون يكسان باشند و شما هم در کنار آن ها همینطور !.اما متاسفانه نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلكه اتفاق بدتر از آن افتاد و آن اينكه شما بار ديگر در جايگاه امامت جمعه قرار گرفتيد !! وُ همه را به تقوا دعوت كرديد بدون آنكه پیش از آمدن به نماز جمعه خودتان را مزين به آن كرده باشيد !! و همه را به رعايت عدل و عدالت علوي فراخواندید بدون آنكه عدالت را از خودتان شروع كرده باشيد !!.

     امام علي (ع) در نامه معروفش  به مالك اشتر نخعي به عنوان يكي از استاندارانش فرمود :" ...و بپرهيز از اينكه به خود اختصاص دهي ،‌ چيزي را كه همگان را در آن حقي است يا خود را به ناداني زني در آنچه توجه تو نیز به آن ضروري است "

     

     

     

     نوشته شده توسط چوخاچی زاده مقدم در تاريخ دوشنبه 29 تیر1388 با موضوع